ميرزا حسين خان مبصر السلطنه

102

مراسلات طهران ( فارسى )

باب به حضرت اجلّ آقاى امين السّلطان ، مدّ ظلّه العالى ، عرض و اظهار نماييد . امين الملك آدم بىحال و بىكفايتى است . شنيدم مرتضى در معنى حامى اين صرّاف است . مخلص چنان مىداند كه هر قدر توجّهى دربارهء حضرات مبذول فرماييد به جا است و شايسته و روا است . ديگر خودتان راه و چاه را بهتر مىدانيد . ديگر اين كه الياهو امروز قبول كرد توله را مصحوب يك نفر مكارى قمى ، كه طرف اطمينان او است ، به كاشان بفرستد . شرحى در خصوص اين هزار تومان مرقوم فرموده بوديد ، قربانت شوم بار امانت ثقيل است ، نتايج تكاليف در اين نشاء واقعا راجع به همين فقير واقعا دنيايى است و امتحان اهل روزگار از اين عيار مىشود و اگر اين بنده خود را خايف مشاهده كند ، در حمل اين بار ثقيل حقّ دارد . خداوند خودش معاونت فرمايد كه از عهده برآيد . مرقوم فرموده بوديد وجه مزبور را يا به حاجى على اكبر شيرازى يا به آقا عبد الحسين كاشى داده ، اصلا فرعا سند دريافت [ كنم ] . در اين باب با ايشان مذاكره خواهد نمود ، ولى مشكل مىدانم حاجى على اكبر قبول كند ، در هر صورت با مشار اليها مذاكره خواهد شد . چند روز است جناب آقا ميرزا كاظم پسر لله‌باشى حضرت ولىّعهد ، دويست تومان از مخلص قرض خواسته‌اند ، يك ماه قبل هم دويست تومان از ارباب گرفته ، به محض اين كه دو كلمه نوشتهء ايشان به ارباب رسيد ، دويست تومان به جهت ايشان فرستادند . حالا خيال كردم به مشاوره با مقرّب الخاقان و نوشتهء صحيح شرعى دويست تومان از اين مبلغ به ايشان بدهم . در باب خانه يا مستغلّات من خود در خيالم كه محلّ مطبوع تحصيل شود كه عاقبت پشيمانى حاصل نشود . چند جا را سراغ كرده‌ام . يكى مغازه‌اى است در بازار مقابل درب سراى حاجب الدّوله كه مىفروشد . يكى دالان ارامنه با حجرات آن است . يكى چند حجره است در تيمچهء زرگرها . يكى ديگر ده بسيار خوبى است ، موسوم به خيرآباد ، مقابل حضرت عبد العظيم ، كه سه دانگ آن متعلّق به نوّاب و الا معزّ الدّوله است كه مىفروشد . شنيده‌ام بسيار جاى خوبى است ؛ مقصود اين است كه ابتياع اين‌گونه چيزها به ملاحظات و دقّت‌ها نمىشود . شخص بايد در معاملات طورى دقيق باشد كه بعدها به هيچ‌وجه پشيمانى نبيند . اين كه سابقا عرض كرده بودم كه اراضى محلّات نزديك به سفارت در ترقّى و